تبليغاتX
دالان بهشت - منو ریحان از کلاس اخراج می شویم!!!!!!!!!!!!

سلام...

چطورین؟؟خوبین؟؟؟کم پیدا شدم؟؟؟آره...

اصلا حالو حوصله خاطره نویسی ندارم...همش تکراره....

رفتم فیلم مجنون لیلی...جاتون خالی خیلی خنک بود ولی تیکه حامد بهدادش انقد قشنگ بود

الان یاسمن میگه کشتی مارو با این حامد بهداد.دیگه چی؟؟؟

آهان...یکشنبه خیلی قشنگ و ترتمیز نشسته بودیم سر کلاس ادبیات....(من میز آخر میشینم....نگینم بود یه زمانی ولی ناظم .... عوض کرد جاشو)ریحان اومد پیش من نشست....خانوم داشت از بچه ها درس می پرسید...این ریحانم که خدا بگم چی کارش کنه داشت تقویم منو خط خطی می کرد...منم برگشتم بهش چشم غره رفتم که معلم سگ ما برگشت گفت:

اون میز آخر حواستون نباشه ها....

همینجوری که داشت حرف میزد من گفتم:ما که صحبت نکردیم....من فقط نگاش کردم...

معلمه هم شروع کرد هرچی دلش خواست گفت...ریحانم گفت:خانوم میشه یه چیزی بگم؟؟؟

اون:نه...

ریحان:مرسی....

بعدم خانوم برگشت نگاش کرد ریحانم خندید....

اون:پاشو برو بیرون...پاشین جفتتون برین بیرون......

مام بدون هیچ حرفی پاشدیم رفتیم بیرون....دم در که رسیدیم ریحان گفت:خانوم یه چیزی.....

اون:گمشو بیرون....مسخره....(فحش داد؟؟؟)

بله...به این ترتیب بود که از کلاس اخراج شدیم...بهه من گفت من دیگه با تو کاری ندارم...اگه خواستی بیا اگه نخواستی نیا...درسم نمی پرسم ازت...منم تو دلم گفتم به یه ورم

آخرشم رفتیم یه معذرت خواهی کردیمو بخشید....زنکه خر

دیروزم جلسه دیدار با اولیا بوده همه ی معلما گفتن این درسش خوبه ولی شر ترین بچه کلاسه.....

کلاسو به هم میریزه....ای خدا...چرا انقد من بدبختم؟؟؟؟؟؟

اصلا نه دیگه تو مدرسه حرف میزنم تو خونه ام که از اول حرف نمیزدم....پس میریم که افسرده شیم...

دیگه حوصله نوشتن ندارم....اینم نوشتم فک نکنین من مردم

خداحافظ

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/04ساعت 22:26 توسط نگین |